شخصیت های کشور

 
محمود احمدی نژاد و ستاد های انتخاباتی 1388
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/۳/٥
 

درباره احمدی نژاد :‌

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه.

 

در ایامی که اشرافیت شرافت بود وشهرنشینی کمال، در خانواده ای تهیدست در روستایی دورافتاده از توابع گرمسار متولد شدم.

از شهریور 1320 و سلطنت مستبدانه پهلوی دوم پانزده سال می گذشت که پدرم کام مرا با تربت سیدالشهدا باز کرد. از آنجا که قرار بود شاه کورکورانه ایران را دروازه تمدن غرب کند، طرح های زیادی اجرا شده بود تا ایران به بازار مصرف دیگری برای کالاهای تشریفاتی غرب تبدیل شود  بدون آنکه در زمینه علمی پیشرفتی داشته باشد. فرهنگ ایران اسلامی ما اجازه چنین هجمه ای را نمی داد و مانعی بر سر راه آمال شاه و اربابان بیگانه اش بود. از این رو می خواستند تا آرام آرام این فرهنگ اصیل و مستحکم را کم رنگ کنند تا وابستگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران به غرب روز به روز بیشتر شود. در پی اجرای همین سیاستها و رونق ظاهری شهرها، آن سالها سالهای هجوم روستائیان به شهرها بود. پس از پیاده سازی سیاست اصلاحات ارضی وضع روستاها به مراتب بدتر از گذشته گردید و روستائیان برای پیدا کردن لقمه ای نان فریب زرق و برق و ظاهر اغوا کننده شهرها را خوردند و شهرنشین یا به بیان دقیق تر "حاشیه نشین" شدند.

بر خانواده ما نیز در روستا بسیار سخت می گذشت. با تولد من که چهارمین فرزند خانواده بودم فشارها بیشتر شد. پدرم شش کلاس سواد داشت. او آهنگری زحمتکش و سرد و گرم چشیده و با ایمان بود و دین را به خوبی می شناخت. در مسجد حضور پررنگی داشت و قرآن و احکام درس می داد. اگرچه هیچگاه زرق و برق دنیا در چشم او ارزشمند نبود اما فشارهای زندگی او را نیز یک سال پس از تولد من وادار کرد به تهران مهاجرت کند. در تهران محله پامنار را برای سکونت برگزیدیم. برای دور شدن از فضای به ظاهر مترقی و در واقع بی هویت آن روز تهران که با فشار رژیم شاه ایجاد شده بود، پدرم خانواده ما را با مسجد و منبر آشنا کرد. من  نیز کمی که بزرگتر شدم و دوران کودکیم آغاز شد همراه خانواده با مسجد و روحانی آن آشنا شدم.

* * *

پدرم همیشه روزنامه می خرید. کلاس اول بودم که با کمک بزرگترها خبر تصویب کاپیتالاسیون را در روزنامه خواندم. اگرچه آن روز معنی آن را نمی فهمیدم اما از اعتراضهایی که در حوزه های علمیه به رهبری حضرت امام به آن شد و از برخورد شدید و خشنی که شاه با معترضین داشت پی بردم که شاه می خواهد برگ دیگری از تحقیر مردم کشور در برابر بیگانگان را به کارنامه خود بیافزاید. همان سالها بود که در پانزدهم خرداد، شاه یاران امام (رحمه ا... علیه) را به خاک و خون کشید. آنروزها امام تازه از زندان آزاد شده بود.

صحبت های امام را در آن ایام هیچ گاه فراوش نمی کنم‌، در صحبت هایش چیزی نهفته بود که همه را شیفته خود می کرد. ایمان به خدا در کلام او موج میزد و مردم را به اسلام حقیقی دعوت می کرد. پیامش دعوت به توحید بود و عدالت و رفع ظلم و فتنه از جهان. شجاع بود. با صلابت سخن می گفت. کلامش ساده و صادقانه بود. رهنمودهای امام بر دلهای مردم می نشست و به عمق جانها رسوخ می کرد. همین ویژگی ها بودکه او را محبوب قلوب ملت از پیر و جوان و البته مغضوب رژیم شاه و اربابان آمریکاییش کرده بود. اما جالب اینجاست که حتی دشمنان او نیز برای او احترام خاصی قایل بودند.

* * *

رفته رفته تحمل امام دیگر برای شاه ممکن نشد و از آنجا که می دانستند کشتن او قیام خونین غیر قابل مهاری در پی خواهد داشت تصمیم گرفتند امام را تبعید کنند تا به زعم خود میان او و یارانش فاصله بیاندازند و انقلابی که در شرف وقوع بود را مهار کنند.

امام شبانه تبعید شد و این تبعید 14 سال ادامه یافت.  در دورانی که امام در تبعید بود در کلاسها و جلسات یاران و شاگردان امام با افکار او بیشتر آشنا شدم. هر چه بیشتر با افکار و اصول امام آشنا میشدم علاقه ام به آن مرد الهی بیشتر می شد و تحمل دوری وی برایم دشوارتر. دشمنان مردم مسلمان ایران اگرچه امام را از مردم دور کرده بودند اما او در عوض در قلبهای مردم جا گرفته بود و از همیشه به آنها نزدیکتر.

* * *

دوران دبیرستان من همراه با جشن های 2500 ساله شاهنشاهی بود. آن سالها فشار فقر بر اقشار محروم مضاعف شد بود. تحمیل هزینه های سنگین جشنها و عیش و نوشهای خاندان شاه و اشراف زادگان و مهمانان خارجیشان کمر مردم را می شکست. تمام ملزومات این جشنها با هواپیماهای اختصاصی از اروپا به ایران آورده می شد و شاید به توان ادعا کرد که جشنهای ننگین 2500 ساله شاه خائن پرهزینه ترین جشن تاریخ تمدن بشری بود.

بگذریم، در چنین شرایطی دیگر پتک و سندان پدر کفاف مخارج خانواده را نمی داد و من مجبور شدم برای کمک به خانواده و تامین خرج تحصیل در کارگاه یکی از همسایه ها مشغول به کار شوم و کانال کولر پرس بزنم. با وجود آنکه بسیار بازیگوش و پر جنب و جوش بودم اما از درس و مدرسه هم غافل نبودم و دانش آموز ممتاز محسوب می شدم. از همان دوران بود که به معلمی علاقه مند شدم و گاه و بیگاه برای دوستانی که تقاضای کمک داشتند در خانه یا مسجد کلاسهای تقویتی برگزار می کردم. سال آخر دبیرستان با چند کتاب تست و تلاش شبانه روزی مانند همه کنکوری ها و البته بی نصیب از کلاس های تقویتی کنکور خود را برای این آزمون آماده کردم. قرار داشتن در بحبوحه جریان انقلاب و فعالیتهای مبارزاتی پراکنده علیه رژیم شاه باعث نشده بود که دچار ضعف تحصیلی شوم و با تلاش مضاعف سعی می کردم تا در کنار فعالیتهای اجتماعی و انقلابی آمادگی علمی خود را نیز همواره در حد مطلوب نگه دارم.

 صبح روز امتحان کنکور مطمئن بودم که رتبه ام  تک رقمی خواهد بود اما تقدیر چنان رقم خورد که در جلسه امتحان دچار خونریزی بینی شوم. با این حال رتبه 132 ریاضی هم رضایت بخش بود و من توانستم در رشته مورد علاقه ام - مهندسی عمران -  در دانشگاه علم و صنعت سه سال قبل از پیروزی انقلاب پذیرفته شوم.

* * *

رژیم شاه می خواست با تزریق بی بند و باری و ترویج فساد و فحشا در دانشگاه ها ، انگیزه های اسلامی و انقلابی را در دانشجویان بخشکاند و از این طریق مانع پیوستن آنها به جریان انقلاب شود. اگرچه تعداد اندکی از دانشجویان در این دام افتند اما علی رغم تمام تلاشهای رژیم شاه دانشگاه به پایگاهی برای مبارزه تبدیل گردید. اما خطری که هنوز دانشجویان انقلابی را تهدید می کرد منحرف شدن به سمت اردوگاه کمونیسم بود. اما خوشبختانه جوانان و دانشجویان مذهبی  دانشگاه ها  از امام آموخته بودند که تمامی حصرهای غیرعقلانی و تحمیلی را بشکنند و به دنبال حقایق ناب باشند. هوشیاری این گروه باعث شد در زمان کوتاهی جریانی نو و غیر التقاطی در دانشگاهها شکل گیرد که پیروی از مکتب امام و اعتلای کلمه توحید تا آخرین نفس تنها شعارشان بود. شکل گیری این گروه تازه نفس، اندک اندک مرزبندی ها را شفاف تر کرد و وزن واقعی هر کدام از گروهها را نمایان کرد و دست های پشت پرده انحراف جریان مبارزات را برای همگان آشکار ساخت. حرکتهای مردمی هر روز بیش از پیش رنگ و بوی مذهبی به خود می گرفت و ارزش های دینی ای مردم همچون شهادت، ملت ایران را آماده مواجهه  با شکنجه های وحشیانه و گلوله های آتشین رژیم سفاک شاه می کرد. اگر نبود ایمان و توکل مثال زدنی مردم قهرمان ایران و توسل آنها به اهل بیت و پیروی تمام و کمالشان از امام ، ریشه های انقلاب بارها و بارها در اثر این شکنجه های هولناک و کشتارهای گسترده می خشکید.

با شدت گرفتن جریان انقلاب و واضحتر شدن سرانجام امید بخش آن خون تازه ای در رگهای مردم جریان یافت.

* * *

امام آمد. پس از 15 سال دوری و تبعید. استقبالی که مردم ایران از رهبرشان کردند برای همیشه در تاریخ ثبت شد. تمام ایران برای استقبال از امام به خیابانها ریخته بودند. چشمهای ناظران جهانی خیره مانده بود و از تحلیل این همه حماسه و شور عاجز بودند.

انقلاب اسلامی مردم ایران پس از سالها استقامت و پایداری قهرمانانه و با تقدیم هزاران شهید در عین ناباوری و حیرت تحلیلگران شرق و غرب و دستگاههای اطلاعاتی ابرقدرتها به پیروزی رسید. انقلاب ما در نوع خود بینظیر بود، مردم با دستانی خالی و صرفا با تکیه بر سلاح ایمان و با رهبری پیر مردی 80 ساله نماینده نظامی آمریکا – شاه مزدور – را سرنگون کردند و حامیان ابر قدرت شاه را در منطقه و جهان بی آبرو و ذلیل  کردند.

* * *

اگرچه از همان آغاز نهضت امام خمینی حکومت مطلوبی  که امام مدنظر داشت برای همگان روشن بود اما حضرت امام  با اصرار فراوان فرمان به برپایی همه پرسی برای تعیین نوع حکومت جدید در ایران را داد تا از همان ابتدا نشان دهد که با خواست مردم و بر مبنای شرع است که حکومت اسلامی شکل می گیرد. اگرچه نیازی به چنین همه پرسی ای اساسا وجود نداشت اما امام با درایت خویش حجت را بر همگان تمام کرد و راه بهانه جویی های احتمالی را بست. این اقدام و جواب قاطع ملت ایران به آن باعث سرخوردگی برخی گروههای وابسته به ابرقدرتها شد و آنان نیز با اشاره قدرتهای استکباری و در راس آنها آمریکا دست به کشتار مردم بی گناه و ترور رهبران انقلابی زدند تا به زعم اربابان خام خود نهال حکومت جدید را از همان ابتدا بخشکانند. اما مردم حاضر نبودند دستاورد انقلاب عظیم خود را به این راحتی از دست دهند و باز ایستادند و با تحمل سختی ها از انقلاب خود پاسداری کردند و در نهایت گروهکهای تروریستی را از کشور خود راندند. هرچند این گروهکهای تروریستی هنوز هم در پناه شیطان بزرگ آمریکا ذلیلانه ارتزاق می کنند اما سیلی ای که از ملت ایران دریافت کردند را هرگز فراموش نخواهند کرد.

* * *

استکبار جهانی تصمیم گرفته بود به هر قیمتی که شده انقلاب اسلامی ایران را دچار شکست کند زیرا از این میترسید که انقلاب الگویی برای سایر ملتها در سطح منطقه و جهان شود. از طرف دیگر می خواست آبروی از دست رفته خود را باز یابد. از همین رو در میان کشتارهای روزانه گروهکهای تروریستی در داخل ایران آتش جنگ علیه ایران توسط رژیم صدام برافروخته شد. تحلیل سیاستمداران فاسد جهان آنروز بر این بود که ایران در اول راه است و حکومت آن هنوز اسقرار کامل نیافته است نیروی نظامی آن هم از هم گسیخته است و از طرف دیگر سلاح و مهمات ندارد اما در طرف مقابل صدام هرچه بخواهد به او می دهیم و او پیروز جنگ خواهد بود. صدام سرمست از کمکهایی مالی، نظامی و اطلاعاتی که از آمریکا و دیگر کشورهای غربی دریافت کرده بود اعلام کرد طی مدت 3 روز تهران را فتح خواهد کرد. جنگی که به ایران تحمیل شد نه 3 روز بلکه بیش از 8 سال به طول انجامید و در آخر هم حتی یک وجب از خاک ایران نصیب صدام و حامیانش نشد.

در این هشت سال صدام هم با ما می جنگید و هم با مردم خود. هم شهرهای ما را هدف بمباران شیمیایی قرار می داد و هم روستاهای عراق را. در تمام مدت جنگ در شرایطی که صدام شهرهای ما را بمباران می کرد جمهوری اسلامی برای رعایت مسایل اسلامی و انسانی از مقابله به مثل پرهیز کرد و درگیری با عراق را به جبهه های نبرد محدود کرد، اگرچه چنین رفتاری هم باز برای ناظران جهانی قابل درک نبود.

در ابتدای جنگ 25 سال داشتم. مادر و همسرم و تمامی مادران و همسرانی که جوانان و همسرانشان در جبهه ها از کیان کشور خویش دفاع می کردند صبورانه به تربیت نسلی مقاوم، شجاع و مومن اهتمام داشتند. جوانان توانمند امروز ثمره همان تلاشها و به جان خریدن سختی ها هستند.

دفاع مقدس دانشگاه منحصر به فردی برای آموختن انسانیت بود. تجربه همزمان مرگ و زندگی انسان های جنگ را در بهشتی میان دنیا و آخرت نگه داشته بود که هرچه می گفتند و می شنیدند و انجام می دادند الهی بود.

برادری و صمیمیت، جدیت و سخت کوشی، معنویت و عبادت، شوق و شادمانی، ایثار و رشادت، همه و همه  به ما ثابت می کرد که دنیا و آخرت در بستر دین نه تنها با هم در تضاد نیستند بلکه مکمل یکدیگرند. شهادت تنها آرزوی رزمندگان ما بود و هست.

سال 67 یعنی یکسال قبل از وفات امام (رحمه ا... علیه) قطعنامه ای صادر شد و امام با اکراه آنرا پذیرفت و اعلام کرد که با این کار جام زهر نوشیده است. جنگ به پایان رسید و این در حالی بود که در تمام این مدت سازمانهای بین المللی سعی می کردند با تحریف حقایق آشکار متجاوز بودن رژیم صدام را کتمان کنند و در عمل از هیچ کمکی به او دریغ نکردند. برای کسانی که از پیوند این سازمانها با کشورهای سلطه گر بی خبر بودند این چشم پوشی و کتمان حقیقت عجیب می نمود.

* * *

ادامه این مطلب را به بعد موکول می کنم چرا که اولین مطلب از این مجموعه کمی طولانی شد. از این پس سعی خواهم کرد کوتاه تر و ساده تر بنویسم.

به امید خدا قصد دارم حتی المقدور با توجه به 15 دقیقه وقتی که در هفته برای این مجرای جدید ارتباطی اختصاص خواهم داد این پایگاه را هر هفته یک یا دوبار بروز کنم. پیشاپیش نیز بابت تاخیرهای احتمالی در ارسال مطالب جدید عذر خواهی می کنم.

 

والسلام

 

سایت های تبلیغاتی و ستاد های انتخاباتی :‌

http://www.emtedademehr.com/mehr

http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website

http://rajanews.com

 

اخبار ستادهای شهرستان و حامیان شهرستانی :

 

 

حامیان اصلی:‌

روحانیت مبارز ،‌ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

 

تیم اقتصادی :‌

تیم فرهنگی :‌

تیم سیاسی :‌

 

برنامه :

 

فیلم و متن کامل سخنرانی تلویزیونی به نقل از ایران فاکس نیوز

اولین سخنرانی تلویزیونی- محمود احمدی نژاد در  دوشنبه 1388/3/4

دانلود ویدیو (به فرمت FLV)  - دانلود نرم‌افزار پخش فایل FLV/ دانلود mp3 از سایت الف

 

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور امشب (دوشنبه‌شب) در نطق انتخاباتی خود که از شبکه اول سیما پخش شد ملت ایران را ملتی بزرگ، ایمانی، آرمانی، با فرهنگ و تمدن‌ساز دانست و گفت:‌باور من نسبت به توانمندی و بزرگی ملت ایران باوری عمیق است چرا که همواره به سه عنصر اصیل عنایت خدای بزرگ، مدیریت عالی حضرت ولی عصر (عج) و ظرفیت‌های عظیم ملت ایران اعتقاد راسخ داشته‌ام.

وی افزود: اگر ملتی در مسیر آرمان‌های الهی بایستد، نصرت خداوند حتی است؛ حضرت ولی‌عصر (عج) نیز حاضر و ناظر است و جهان را مدیریت می‌کند و یار و یاور ملت‌هایی است که می‌خواهند سربلند زندگی کنند. احمدی‌نژاد ملت ایران را ملتی بزرگ، توانمند و تاریخ‌ساز دانست که همواره ظرفیت‌های خود را در طول تاریخ و در عرصه‌های گوناگون نشان داده است.

فیلم و متن کامل سخنرانی تلویزیونی احمدی نژاد , دوشنبه 4 خرداد

فیلم و متن کامل سخنرانی تلویزیونی احمدی نژاد , دوشنبه 4 خرداد


رئیس جمهور با اشاره به دوران‌های مختلفی که عظمت ملت ایران به نمایش گذاشته شده است اظهار داشت: نقش بی‌بدیل ملت ایران در برپایی فرهنگ و تمدن جهانی از دیدگاه همه صاحب‌نظران و مورخان یک نقش بی‌نظیر بوده است و همه معترفند که ملت ایران در برپایی تمدن بشری نقشی اصیل و محوری برعهده داشته است. وی با اشاره به اعتراف همه صاحب‌نظران مبنی بر نقش کلیدی ملت ایران در پایه‌گذاری تمدن اسلامی افزود: ملت ما با دلی امیدوار اسلام ناب را دریافت و در آغوش کشید و بالاترین خدمات را به تبیین و ترویج اندیشه اسلام ناب انجام داد و خود نیز از این رهگذر شکوفا شد.

احمدی‌نژاد با اشاره به مقطع عظیم انقلاب اسلامی در تاریخ ملت ایران گفت: در این مقطع ملت ایران یک بار دیگر نشان داد که می‌تواند در عرصه‌‌های بین‌المللی تحول‌آفرین، الهام‌بخش و پیشتاز باشد و در همین راستا همه معادلات ظالمانه و یکسویه نظام سلطه را به چالش کشید و قدرت ذاتی ملت‌ها را در مقابل قدرت و ثروت صف‌آرایی کرد و پیروز شد.
رئیس جمهور با اشاره به مقطع 4 سال قبل گفت: علت اینکه در آن مقطع تصمیم گرفتم به عنوان قطره‌ای از اقیانوس زلال ملت ایران وارد عرصه شوم این بود که در آن زمان یک احساس عمومی در ملت ما شکل گرفته بود که در حال فاصله گرفتن از مسیر نورانی انقلاب است و این فاصله روز به روز در حال افزایش بود و بنده نیز به عنوان عضو کوچکی از خانواده ملت ایران در این احساس شریک بودم.

وی با اشاره به علل بوجود آمدن این احساس اظهار داشت: عنصر اول بوجود آمدن این احساس، فاصله گرفتن از آرمان‌ها و ارزشهای ملت ایران و علت دوم نیز فاصله گرفتن مدیران ارشد از متن ملت بود؛ این دو علت از یک جنس است که هر دو خود را در مدیریت نشان می‌دهند.

احمدی‌نژاد ادامه داد: ملت ایران همیشه در طول تاریخ مسئولیت خود را به خوبی ایفا کرده و نشان داده است که هرگاه مدیران صالح و معتقد به آرمان‌ها در مصدر کار بودند ملت ایران قله‌ها را فتح کرده است، بخصوص در دوران انقلاب این مسئله بسیار مشهود بود اما اگر در آن مقطع چنین احساسی در ملت ما شکل گرفته بود ملت را باید در مدیریت‌ها جستجو کنیم.

وی خاطرنشان کرد: علی‌رغم اینکه انقلاب اسلامی دستاوردهای عظیمی به ارمغان آورد اما در بخش‌های گوناگون دچار شرایطی شدیم که اعتماد و خودباوری ملی در نقطه حضیض قرار گرفت و دشمنان، ضعف را با فشار تبلیغاتی و سیاسی بر ملت ما تحمیل کرده و می‌خواسته‌اند ملت ما را تحقیر کنند.

احمدی‌نژاد افزود: در مسائل اقتصادی نیز مشکلاتی سنگین و لاینحل وجود داشت که عده‌ای تنها راه حل آن را هضم شدن در نظام سلطه می‌دانستند؛ در آن مقطع بیش از 1500 بنگاه بزرگ در مشکلات شدید بسر می‌بردند و در بخش‌های مختلف دیگر نیز با مشکلاتی مهمی مواجه بودیم؛ در سیاست داخلی نیز همواره کینه‌ورزی، برخورد و تنش وجود داشت و هر روز به یک بهانه‌ به این مسائل دامن زده می‌شد و حتی یک موضوع پیش‌پا افتاده به عنوان یک موضوع ملی تحمیل می‌شود و فضا به سمت ناامیدی از آینده می‌رفت.

این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم ادامه داد:‌ در سیاست خارجی نیز دیدیم که می‌خواسته‌اند انقلاب ملت ایران را در مناسبات ظالمانه جهان هضم کنند و حتی تا جایی پیش رفتند که اعلام کردند که می‌خواهند ریشه ملت ایران را از بین ببرند و گفتند ابتدا افغانستان و عراق و بعد ایران.

وی تصریح کرد: در موضوع هسته‌ای نیز بدترین شرایط را تحمیل کردند و بعد از آن توافق‌نامه نامناسب، اعلام کردند که میوه عراق را در سعدآباد چیدیم و سپس در پاریس طرح‌های خود را تکمیل کردند و در مقابل حرکت روبه‌رشد ملت ایران سدی ساختند و حتی فعالیت‌های هسته‌ای و موضوعات غیر مرتبط با موضوعات هسته‌ای را تعطیل کردند و تا جایی پیش رفتند که گستاخانه خواهان تعطیلی آزمایشگاهها و دروس مربوط به مسئله هسته‌ای شدند و گستاخی را به حدی رساندند که به ساحت ملت ایران توهین کرده و گفتند ملت ایران محور شرارت است و این در شرایطی بود که بیشترین همکاری در افغانستان و عراق با آنها شده بود.

احمدی‌نژاد گفت:‌ طبیعی بود که ملت ایران چنین شرایطی را نمی‌پسندند و دیدید که در انتخابات 4 سال قبل همه ملت به صحنه آمده و فریاد بلند خود را در اعتراض به آن شرایط و گستاخی‌های نظام سلطه به گوش جهانیان رساندند. وی افزود: باور من این بود که ملت ایران می‌‌تواند و شایسته جایگاه والایی است و شعار «ما می‌‌توانیم» حرف دل مردم ایران بود که با استقبال گسترده ملت و بخصوص جوانان مواجه شد و این استقبال باعث شد که ملت ایران در طول 4 سال علی‌رغم بحرانهای سنگین جهانی دستاوردهای عظیمی داشت.

این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم 4 سال گذشته را جزو سخت‌ترین مقاطع تاریخ ملت ایران در قرن معاصر دانست و گفت:‌ در این سالها بحران‌های عظیم سیاسی و اقتصادی جهان، اشغال افغانستان، تهدید به حمله، تحریم بی‌سابقه و فشار اقتصادی و سنگین‌ترین جنگ روانی علیه یک ملت جریان داشت اما ملت ایران در برابر همه فشارها ایستاد و امروز می‌بینیم که اعتماد به نفس و خودباوری و امید به آینده و عزت ملت ایران در نقطه اوج است. وی ادامه داد:‌در این 4 سال در عرصه اقتصادی علی‌رغم همه فشارها، دستاوردهای عظیمی در اختیار ملت ایران قرار گرفت در شرایطی که تقریباً همه کشورهای بلوک سرمایه‌داری و وابستگانشان در شرایط بحرانی و التهاب اقتصادی بسر می‌برند اما در ایران عزیز ما شاهد یک ثبات نسبی بالا هستیم و رشد و تولید و سرمایه‌گذاری ما روزافزون است.

احمدی‌نژاد تصریح کرد: در طی 50 سال از شروع صنعت فولاد در ایران ظرفیت تولید 10 میلیون تن بود که اکنون این میزان به 17.7 میلیون تن رسید یعنی شاهد 70 درصد رشد در این صنعت بودیم؛ ظرفیت سیمان ایران نیز پیش از این دولت 34 میلیون تن بود که امروز به 64 میلیون تن رسیده است و در زمینه آلومینیم نیز رقم 218 هزار تن به 457 هزار تن رسیده است.

وی ادامه داد: در پتروشیمی تولید 24 میلیون تنی در سال در پیش از این دولت به بیش از 48 میلیون تن در سال رسیده و در زمینه مس نیز آمار تولید 178 هزار تنی به 260 هزار تن رسیده و در مجموع اکنون کارخانه‌های ما در آرامش بسر می‌برند.

رئیس جمهور اظهار داشت: تولید نفتی ایران نیز در دولت نهم به بیش از سه برابر بالاترین مقدار تولید در دولتهای قبل رسید و علی‌رغم تحریم‌های شدید در طول این 4 سال ما شاهد بیش از 66 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری و 70 میلیارد دلار قرارداد جدید نفتی هستیم.

احمدی‌نژاد تصریح کرد: در زمینه علم و فناوری نیز تا سال 83، 3هزار و 500 مقاله علمی داشتیم که در سال 87 و فقط در وزارت علوم 13 هزار و 500 مقاله علمی به ثبت رسیده است، در زمینه اختراعات نیز قبل از انقلاب ثبت اختراع نداشتیم اما پس از آن 4650 اختراع اختراع به ثبت رسیده بود که در 4 سال دولت نهم به بیش از 20 هزار اختراع رسید.

وی ادامه داد: در عرصه هسته‌ای امروز ما جزو چند کشور هسته‌ای جهان و در عرصه هوافضا جزو 9 کشور جهان و در بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی و سلو‌ل‌های بنیادی جزو چند کشور برتر جهان هستیم و عمران و آبادانی در این دولت سه برابر مدت مشابه دولت قبل بوده است.

احمدی‌نژاد تصریح کرد: نرخ بیکاری در ابتدای آغاز به کار دولت نهم 12.9 درصد بود اما علی‌رغم آنکه حدود 50 درصد بیش از پیش‌بینی قانون برنامه نیرو وارد بازار شد، نرخ بیکاری در دولت نهم به 10 درصد کاهش یافت و تعداد 800 هزار نفر از بیکاران کم شد.

رئیس جمهور با اشاره به تلاش دولت نهم در عرصه اصلاح ساختاری گفت: در این دولت رشد شتابان مصرف بنزین مهار شد و در عرصه سیاست خارجی نیز سایه تهدید از سر ملت ایران برای همیشه برطرف شد.
این کاندیدای انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری اظهار داشت‌: برخلاف برخی‌ها که خیال می‌کنند تهدید را با سازش می‌توان برطرف کرد، ملت ما نشان داد که راه برطرف کردن تهدید، موضع اقتدار است و می‌بینید کسانی که 3 سال قبل می‌گفتند می‌خواهیم ایران را از نقشه دنیا حذف کنیم، امروز در تمجید از فرهنگ و تاریخ ملت ایران مسابقه گذاشته‌اند و همان کسانی که می‌گفتند می‌خواهیم ایران را منزوی کنیم، امروز خواستار مشارکت ایران در مدیریت جهان هستند و ملت ایران نیز آماده مشارکت در مدیریت جهانی برمبنای صلح، امنیت و برادری است.
احمدی‌نژاد با بیان اینکه نمی‌خواهم گزارش کار بدهم اظهار داشت: می‌خواهم بگویم در این 4 سال یکبار دیگر اثبات شد که توانستیم و می‌توانیم؛ و امروز به لطف الهی امید و نشاط در ملت ایران موج می‌زند و علاوه بر عزت روزافزون، غرور ملی در اوج است و بواسطه غرور ملت ما سایر ملتها نیز احساس غرور می‌کنند.
وی با اشاره به موضوع پرتاب ماهواره امید افزود: موضوع این پرتاب به مسئله اول همه ملت‌ها تبدیل شد و حتی بسیاری از ملت‌ها به یکدیگر تبریک می‌گفتند و شرینی توزیع می‌کردند و پرتاب ماهواره امید ایران را به منزله بازیابی هویت خود می‌دانستند چرا که ملت ایران الهام‌بخش و پرچم‌دار برادری، عشق و امید است.
این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه اثبات شد که می‌توانیم و توانستیم گفت: این آغاز راه است و باور ما این است که ملت ایران ظرفیت‌های عظیمی دارد و همه این تحولات نشاندهنده آن است که همه این ظرفیت‌های عظیم هنوز شکوفا نشده چرا که برای این شکوفایی تازه بسترسازی انجام شده است.

وی خاطرنشان کرد: همه ما باور داریم که ملت ایران برای تصمیمات و کارهای بزرگ آمادگی دارد و می‌‌توانددر عرصه‌های جهانی نقش‌آفرینی کند و اثبات شد که ساختن ایران و نقش‌آفرینی در عرصه‌های جهانی لازم و ملزوم یکدیگر هستند؛ باور ما این است که امروز شرایط برای جهش‌ها و تصمیمات بزرگتر آماده شده و ملت ایران در آستانه حرکت‌های بزرگ به سمت قله‌ها است و البته این بدان معنا نیست که اشکلات وجود ندارد اما مهمتر از همه عزم یک ملت برای فتح قله‌های بلند است امروز این عزم و اعتماد به نفس و خودباوری ملی در اوج قرار دارد.
رئیس جمهور افزود:‌البته بداخلاقی و کارشکنی‌ها هم وجود دارد اما اراده ملت ایران بر اینها غلبه خواهد کرد.
احمدی‌نژاد از ملت بزرگ ایران به خاطر همه خوبیها و تحمل و همراهی آنها تشکر کرد و گفت: امروز عضویت در خانواده بزرگ ایران و خادمی ملت ایران افتخاری بی‌نظیر است.

وی با تشکر از همه اقشار ملت ایران تصریح کرد: ملت ما در یک همبستگی بی‌نظیر در میسر عزت و کمال در حال حرکت هستند و از رهبری بزرگوار نیز که همواره پشتیبان، در کنار ارزش‌های انقلابی ملت و پیشتاز حرکت ملت ایران بوده‌اند تشکر می‌کنم.

احمدی‌نژاد تصریح کرد: همه اقوام ایران از آذری، کرد، لر، عرب، بختیاری، قشقایی، خوزستانی، لک، خراسانی، سیستانی، مازندرانی، گیلک، تالش و فارس‌ها و گل‌های گلستان ایران هستند.

وی از زنان و دختران ایران که کانون عشق و بالندگی و پسران و مردان ایران که پاسدار عزت ملت ایران هستند نیز تشکر کرد و خاطرنشان ساخت: امروز همه ما آماده جهش و حرکت به سمت قله‌ها هستیم و عزم و اراده ملی برای کار و تلاش فراهم است، پس پیش بسوی ایرانی آبادتر، عزیزتر و سربلندتر.

 

جهت مشاهده یا شنیدن فیلم یا فایل صوتی نطق تلویزیونی جناب دکتر محمود احمدی نژاد اینجا کلیک کنید .

 


 
comment نظرات ()
 
 
محسن رضایی و ستاد های انتخاباتی 1388
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۳/۳
 

درباره محسن رضایی :‌

 

 محسن رضایی در شهریور 1333 و در هنگامۀ کوچ پائیزۀ عشایر بختیاری در خانواده ای مذهبی و دوستدار اهل بیت (علیهم السلام) به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی را در شهر نفتخیز مسجدسلیمان گذراند. به کمک چند تن از همسالانش، انجمن مذهبی «دین و دانش» را در مسجد جامع چشمه علی بنیان نهاد. پس از به پایان رساندن تحصیلات ابتدایی و بخشی از تحصیلات متوسطه در دبیرستان سینای مسجدسلیمان، با رتبه نهم در آزمون ورودی هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت ایران در اهواز پذیرفته شد و در سال 1348 به این شهر هجرت نمود و در محله خزعیله یا سچّه ساکن شد.

مبارزه سیاسی فرهنگی با رژیم شاه را از ترم دوم هنرستان صنعتی آغاز نمود و به زودی در حالی که خود را برای شرکت در کنکور دانشگاه ها آماده می کرد، در رابطه با این فعالیت های سیاسی توسط ساواک اهواز بازداشت شد و مورد شکنجه و بازجویی قرار گرفت. در سال 1352 و در 17 سالگی، پس از تحمل پنج ماه زندان انفرادی و یک ماه حبس در بند عمومی زندان آخراسفالت اهواز، دور جدیدی از فعالیت های سیاسی خود را آغاز نمود؛ و توانست همزمان با تکمیل تحصیلات خود در هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت ایران، اقدام به گسترش تشکیلات اولیه نماید. این حرکت روبه رشد پس از برقراری ارتباط با مبارزان شهرهای خرمشهر، دزفول و تهران، منجر به تشکیل یک گروه منسجم با مشی پارتیزانی و چریکی گردید که به زودی و با الهام از آیات 172 و 173 سوره مبارکۀ صافّات (انّهم هم المنصورون و انّ جندنا لهم الغالبون)، جمعیت منصورون نامیده شد.

درسال 1353 پس از قبولی در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت به تهران آمد و در محلۀ نارمک ساکن شد. در همین سال ازدواج نمود و در کنار مبارزه و تحصیل دانش، در بخش مهندسی «طراحی پایه» کارخانجات ارج و ایران تایر، مشغول به کار شد.

با شدت گرفتن فشار پلیس سیاسی شاه (ساواک) بر گروه های چریکی، ناچار شد دانشگاه و کار صنعتی را رها کند. زندگی مخفی را در پیش گرفت و در فاصله سال های 1353 تا 1357 به کادرسازی و گسترش تشکیلات جمعیت منصورون همت گمارد تا شاخه های تشکیلات در 7 استان و 17 شهرستان مهم کشور راه اندازی گردد.

در آستانه پیروزی انقلاب و ورود امام خمینی (ره) به میهن، جمعیت منصورون به عنوان بزرگترین گروه چریگی طرفدار حضرت امام (ره) و روحانیت (به همراه گروه توحیدی صف و گروه موحدین) وظیفۀ حفاظت از جان حضرت امام (ره) را برعهده گرفت.

در سال 1358 که به پیشنهاد استاد شهید مرتضی مطهری، 7 گروه مسلح مسلمان با یکدیگر ادغام شدند تا بازوی مسلحی برای حفاظت از انقلاب نوپای اسلامی باشند، او از سوی گروه منصورون به عضویت شورای مرکزی «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» در آمد. عضویت او در این سازمان بیش از 3 ماه به طول نیانجامید و در خرداد 1358 با حمایت حضرت امام(ره) واحد اطلاعات و بررسی های سیاسی را در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بنیان نهاد و به عضویت شورای فرماندهی سپاه درآمد.

در شهریور 1360 از سوی حضرت امام خمینی(ره) به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به عنوان پنجمین فرمانده کل سپاه) منصوب شد و در دوران پرافتخار هشت سال دفاع مقدس، فرماندهی سپاه اسلام را برعهده داشت.

در دوره تصدی فرماندهی کل سپاه پاسداران، سازمان رزم سپاه را طرح ریزی کرد و به فرمان حضرت امام(ره)، سپاه را به 3 نیروی زمینی، دریایی و هوایی مجهز نمود و توانست سپاه را در قالب 5 نیرو سازماندهی کند. در این دوره همچنین اقدام به تأسیس 2 دانشگاه امام حسین (علیه السلام) و بقیه الله (عجل الله فرجه) نمود و به منظور بهره گیری از ظرفیت یگان های مهندسی سپاه برای کمک به دولت در اجرای طرح های عظیم سازندگی کشور، خود شخصاً فرماندهی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء را برعهده گرفت.

وی که تحصیلات دانشگاهی خود را در سال 1353 رها کرده بود، پس از برقراری صلح، ضمن تغییر رشته از مهندسی مکانیک به اقتصاد، مقطع کارشناسی را در دانشگاه تهران گذراند. تحقیق جامع او در مقطع کارشناسی در سال 1371 و در قالب یک کتاب به چاپ رسیده است. در مقطع کارشناسی ارشد اقتصاد، مطالعات خود را بر روی سیاست های پولی و بانکی متمرکز کرد و موضوع رسالۀ علمی خود را در این باره برگزید.

در شهریور 1376 پس از قبول استعفای وی توسط رهبر انقلاب، از سوی ایشان به عنوان «دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام» منصوب گردید. و مطالعات اولیه برای تنظیم سند چشم انداز 20 سالۀ ایران را آغاز نمود.

وی با تکمیل تحصیلات خود در مقطع دکتری اقتصاد دانشگاه تهران، عهده دار مسئولیت ادارۀ کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام شد. رسالۀ دکتری وی که در سال 1379 نگاشته شده، در قالب یک کتاب منتشر شده است.

وی همچنین با پذیرفتن مسئولیت کمیسیون های تخصصی سند چشم انداز 20 ساله، سیاست های کلی نظام در جذب سرمایه گذاری خارجی و سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی، کوشیده است تا از تجارب و دیدگاه های مدیریتی و اقتصادی خود برای سیاست گذاری بلندمدت کشور در حوزه های مختلف استفاده نماید تا ایران اسلامی به جایگاهی مناسب برای زندگی شایستۀ ایرانیان برسد.

سایت های  ستاد انتخاباتی و تبلیغاتی:

http://www.rezaee.ir

http://www.nasle2.com

 

اخبار ستادهای شهرستان و حامیان شهرستانی :

 

حامیان اصلی:‌

سردار صفوی ، سردار قالیباف،

 

تیم اقتصادی :‌

تیم فرهنگی :‌

تیم سیاسی :‌

 

برنامه :

 

فیلم و متن کامل سخنرانی تلویزیونی به نقل از ایران فاکس نیوز

اولین سخنرانی تلویزیونی- شنبه 1388/3/2

دانلود ویدیو (به فرمت FLV)  - دانلود نرم‌افزار پخش فایل FLV/ دانلود mp٣ از سایت الف

دکتر محسن رضایی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شنبه شب در شبکه اول سیما، اولین نطق تبلیغاتی تلویزیونی خود را ایراد کرد.

به گزارش ایرنا، سخنان وی به شرح زیراست:

ملت شریف ایران! 


از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون در بخشی از اداره کشور و جامعه تحولات بزرگی صورت گرفته است و این تحولات موجب پیشرفت های عظیم و افتخار آمیز و حتی بعضا رویایی بوده بطوری که استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی و دمکراسی و دستیابی ایران به اقتدار خود در منطقه جزء آرزوهای تاریخی ملت ما بوده است.

امروز در منطقه در این بعد سیاسی مقام اول را داریم و در سطح دنیا جزء 10 کشور اول دنیا شده ایم اما باید اذعان کنم که متاسفانه در بخش دیگری از زندگی و اداره جامعه، ما دچار کاستی ها و مشکلات جدی هستیم.

در حقیقت امروز در کشور ما فقر بیکاری، گرانی، سالی هفت میلیون پرونده قضایی، مساله مواد مخدر و نارسایی ها و کاستی ها نشان دهنده یک مشکل جدی در اداره جامعه ما طی 30 سال گذشته است.

دولتهای قبلی و دولت فعلی زحمات زیادی کشیدند و اصلاحاتی انجام دادند و هر کدام به سبکی و با برنامه ای و با یک تیمی، اما موفقیت های آنها مورد رضایت ملت ایران نبوده و زندگی ما در ایران شایسته نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و جامعه و ملت ما نیست.

به نظر می رسد هم در بخش اول که ما موفقیت های بزرگی داشتیم، باید اصلاحاتی صورت بگیرد که به آن اصلاحات سیاسی اطلاق می کنم و بخش دوم مربوط به اقتصاد و معیشت جامعه است که یک انقلاب اقتصادی و در عین حال یک تحول فرهنگی به موازات آن باید صورت بگیرد.

همین جا لازم می دانم عرض کنم که ما برای شعار دادن نیامده ایم و اتفاقا ما برای پایان دادن به شعارزدگی آمده ایم . ما برای پایان دادن به وعده و وعید آمده ایم. حتی می خواهم بگویم که ما نیامده ایم همدردی بکنیم ولی کار جدی نتوانیم برای شما انجام بدهیم بلکه ما آمده ایم یک دوره جدید از عملگرایی را در کشور شروع کنیم و بتوانیم با کمک خود شما کارهای بزرگی انجام بدهیم.

دولت ائتلافی کارآمدی را از همه نخبگان کشور بوجود می آوریم و اولین کار ما نجات اقتصاد کشور از فقر و بیکاری و گرانی و عقب ماندگی ها هست و پس از آن یک جهش اقتصادی را در کشور شروع می کنیم.

اول اجازه بدهید من خلاصه ای از مشکلات که کشور را عرض کنم و راه حلهای خودمان را بدهیم و بعد هم جمع بندی نهایی خدمت شما داشته باشم.

من اطلاع دارم که در بسیاری از خانواده ها جوانان بیکار وجود دارد و این بیکاری در شهرستانها بیشتر است. در بین قشر تحصیلکرده نیز بیکاری زیادتر است. در قشر بانوان این مساله خیلی وسیع تر است بطوری که 23 درصد بیکاری در این قشر وجود دارد.

بسیاری از مفاسد اقتصادی و اجتماعی و بیماریهای روحی و روانی از ناحیه بیکاری است و حتی متلاشی شدن خانواده ها از ناحیه بیکاری ها صورت می گیرد. بی تفاوتی ها و مسایلی از این دست پیامدهای بیکاری است. پس ما توجه جدی خواهیم کرد برای رفع بیکاری.

اولین بحث در بیکاری این هست که فقر زدایی را جایگزین فقیر زدایی می کنیم. در حقیقت ما این کار را از طریق درخت دادن به مردم و یاد دادن به درختکاری شروع می کنیم نه اینکه به مردم میوه بدهیم.

به این معنی که برای مردم ایجاد اشتغال و درآمد می کنیم. یارانه ها را بسوی تولید و اشتغال سوق خواهیم داد و بنگاههای موفق را که در تولید، سرمایه گذاری و صادرات موفقیتهای خوبی طی 10 سال اخیر داشتند تمام اینها را ما شناسایی می کنیم و همه ظرفیتهای خالی آنها را پر می کنیم.

یک شیفت اگر هستند سه شیفت خواهند شد و از طرف دیگر بخشهای توسعه آنها را اولویت خواهیم داد و در حقیقت شاید هزار تا لوکوموتیو و در حقیقت هزار تا خودروی اقتصادی را ما در کشور راه اندازی می کنیم که عقبه اینها بتوانند واگنهای وسیعی را در حقیقت به سمت جلو داشته باشند.

از طرف دیگر، افزایش مهارت نیروی کار را مورد توجه قرار خواهیم داد و سرمایه گذاری خارجی را در کشور افزایش می دهیم و منابع مالی را سعی می کنیم بسوی اشتغال مولد و پایدار سوق بدهیم.

فهرست خیلی بالاتر از این است. اجازه بدهید من فقط تیتر وار بعضی از برنامه هایمان را ارایه بکنم.

مساله بعدی گرانی است. من می دانم که بسیاری از مردم ما از گرانی ناراحت هستند و قدرت خرید آنها کم می شود و در حقیقت فقیر تر می شوند. وقتی گرانی به وجود می آید مردم فقیر تر می شوند.

قدرت رقابت ایران در خارج به دلیل گرانی ها کاسته شده است. در سال 84 دولت با تورم 1/12 درصدی شروع کرد و در سال 87 به 25 درصد رسید و اقلام مورد احتیاج مردم در این چهار سال حدودا دوبرابر شد در حالی که درآمد ها دو برابر افزایش پیدا نکرده است.

تورم دنیا در سال 2007 تقریبا 4 درصد بوده در حالی که در ایران 4/18 درصد و در خاور میانه 10 درصد بوده است.

پس یکی از کارهای مهم ما بعد از مقابله با بیکاری مساله به کنترل در آوردن این گرانی هست که اولا هزینه های دولت را کنترل خواهیم کرد. جلوی فشار دولت روی بانک مرکزی را می گیریم که مرتب دستور بدهد پول چاپ شود و این پولها به جامعه تزریق و اقتصاد را متورم کند.

فشار دولت روی بانک ها را کاهش می دهیم و شورای عالی پول و اعتبار را مجددا خیلی قوی تر تشکیل خواهیم داد و تلاش خواهیم کرد تا از سیاستهای انبساطی جلوگیری و هزینه های دولت و حجم دولت را متعادل کنیم.

مساله بعدی مسکن است و مشکل سوم ما در حقیقت مسکن است. مسکن در ایران مساله بسیار مهم است ولی مردم قدرت خرید را ندارند و در همه دنیا بانکها 70 درصد به خانوارها می دهند و آنها با 30 درصد هم که خودشان پول جمع می کنند می روند در حقیقت خانه می خرند و در ایران بانکها حدود 38 درصد در حقیقت مردم را تامین می کنند و این مساله باعث شده که در حقیقت در ایران بعضی از اقشار باید 50 برابر حقوق سالانه خود را یعنی به اندازه 50 سال کارشان کنار بگذارند تا بتوانند خانه بخرند در حالی که متوسط نرم دنیا 7 تا 10 سال حقوق سالانه خود را کنار بگذارند می توانند صاحب خانه شوند.
ما تسهیلات را حتما اضافه می کنیم و یکی از دلایلی که توجه داریم این است که مسکن نه تنها مشکل رفاه مردم را حل می کند بلکه کاهش بیکاری و حتی کاهش تورم هم خیلی موثر است و البته به شکلی که ما عمل خواهیم کرد. زیرا که مسکن در حقیقت می توانیم بگوییم به 360 صنعت در کشور وابسته است. سیمان ، فولاد، کاشی، شیشه و حدود 360 صنعت وصل است به مسکن. مسکن مثل لوکوموتیوی می ماند که 360 واگن به آن وصل است و هر واگنی مثل فولاد سازی شما در نظر بگیرید و یا سیمان چقدر کارگر و اشتغال دارد بنابر این وقتی ما مشکل مسکن را حل و فعال می کنیم با یک تیر سه نشان می زنیم. اشتغال افزایش می دهیم گرانی را کم می کنیم و مسکن مردم را در حقیقت تامین می کنیم.
مساله بعد جهانگردی و ایرانگردی است. جهانگردی و ایرانگردی حدود بیش از 50 صنعت به آن متصل است و در سال 2008 800 میلیارد دلار در آمد این صنعت در دنیا بوده و سهم ترکیه 20 میلیارد دلار بوده و ایران زیر یک میلیارد دلار بوده است. در حالی که در ایران مناطق طبیعی و میراث باستانی ، مساله سلامت و انواع توریسم ها وجود دارد که ما اینها را فعال خواهیم کرد و ما یکی دو تا از استانهای ایران را تبدیل به توریسم سلامت خواهیم کرد بطوری که حتی از شیوخ و حاکمان اطراف ایران که آدمهای بسیار پولداری هم هستند بیایند و هم در حقیقت ایرانگردی داشته باشند و هم سلامت شان را در ایران پیدا کنند و بجای اینکه به پاریس بروند ودر حقیقت در اروپا مشغول شوند.
مساله بعد مساله بازار پول است که ما بازار پول را در حقیقت سر و سامان خواهیم داد و تلاش می کنیم که این بازار از این حالت محدود شدن اش بیرون بیاید و بازار پول ایران واقعا محدود است و سرمایه های خارجی بیشتری را ما وارد کشور خواهیم کرد .
مساله دیگر مشکل کسب و کاراست. کسب کار مثل جاده ای می ماند که اتومبیل باید در آن حرکت کند وقتی محیط کسب و کار آماده نباشد مثل این است که شما خودرو را در یک محیط سنگلاخی می خواهید عبور دهید. حالا البته محیط ایران سنگلاخی اینقدر نیست اما اتوبان در حقیقت آسفالت شده چند بانده هم نیست که اتومبیل های اقتصادی ایران بخوبی در آن ترد کنند.
ما تلاش خواهیم کرد که محیط کسب و کار ایران را حل بکنیم . اطلاع داریم بسیاری از بنگاههای ایران در حال ورشکستگی هستند. شرکتهای قند و نساجی در ایران تقریبا می شود گفت از کار افتاده اند. نمی خواهم لیست بیاورم - لیست خیلی فراوانی من دارم که چگونه در اکثر نقاط کشور بنگاههای ایرانی با مشکلات جدید مواجه هستند حتی بسیاری شروع کردند به اخراج کارگران خود و آن هم عمدتا سراغ کارگران قرادادی بعضا تا 10 سال هم کار می کنند ولی باز هم قراردادی هستند و در اولین نوسان اینها را اخراج می کنند.
یک عده از بنگاه داران به من گفتند که دولت در این شرایط به کمک ما نمی آید و بعضی وقتها هم وزارتخانه هم یک پس گردنی در حقیقت به ما می زند و این خیلی حرف بدی است که بنگاههای پیشروان اقتصاد ایران نسبت به دولت چنین ذهنیتی پیدا کنند. رفتار و عملکرد سازمان های مالیاتی گمرک و تامین اجتماعی و وزارت کار همراه با یک اقدامات حمایتی از اقتصاد در این شرایط بحرانی باید باشد در حقیقت نیز امنیت سرمایه گذاری را ما تامین می کنیم و از محیط کسب و کار و مراحل تشکیل تا ثبت و سایر تسهیلات را افزایش می دهیم و ریسکهای سرمایه گذاری را پایین می آوریم و سعی می کنیم صدور مجوز ات کمتر از یک ماه صورت بگیرد و اصل و فرع سرمایه و بازدهی سرمایه ها را بخصوص سرمایه گذاری خارجی تضمین می کنیم.
مساله بعد عدالت اجتماعی و سلامت و از این قبیل است. در این رابطه هم شعارهای زیادی داده شد ولی ما امروز به جامعه ما که چه وضعی داریم من وقتی که اخیرا به بندر عباس رفته بودم ضمن تشکر از مردم خوب آنجا، به من گفتند در میناب همین الان که شما دارید اینجا صحبت می کنید هزار نفر از بانوان ما صف گرفته اند در کمیته امداد یک چیزی بگیرند و حقیقتا این باعث ناراحتی انسان می شود و در همان وسط صحبت بغض من گرفته بود و واقعا خودم را کنترل کردم چون خبر ناگهانی به من دادند و یک یادداشتی داده بودند.
چرا عزت و کرامت مردم ما ریخته شود، ما باید کاری کنیم از این مسایل بیرون بیایم. مساله سلامت 70 درصد هزینه های سلامت را خود مردم می دهند در حالی که در دنیا برعکس است . ما سعی خواهیم کرد که موضوع را برگردانیم و هزینه های سلامت مردم را کم کنیم. کیفیت خدمات درمانی پایین است افزایش خواهیم داد . هر سال حدود 70 تا 80 هزار تا مردم در تصادفات کشته می شوند و جان مردن برای ما مهم است و تلاش خواهیم کرد این حادثه بطور جدی جلوگیری کنیم.
بیماریهای روانی جامعه ما افزایش پیدا کرده که آثار در حقیقت جسمانی دارد و مابیمه ها را عمق می دهیم و گسترده و فرا گیر می کنیم و در ضمن بیمه های مکملی یکسانی را برقرار خواهیم کرد.
مساله بعد فرهنگ. در فرهنگ خیلی در کشور ما واقعا شعار داده شد اما من فکر می کنم یکی از بخشهای مظلوم کشور ما مساله فرهنگ است. بعضا دولت ها فرهنگ را از سر خود بازکردند و به عهده مقام معظم رهبری انداخته اند و عدم استفاده از ظرفیتهای فرهنگی رهبری و عدم استفاده از ظرفیتهای روحانیت و حوزه های علمیه در حقیقت بعضا بدتر از این که فرهنگ را می آیند سیاسی می کنند و ارشاد ، ورزش ، آموزش و پرورش را اینها کارهایی نیست که باید سیاسی شود.
فاصله افتادن بین دولت و مراجع شروع خرافات در کشور و بی اعتنایی و کم توجهی به فرهنگیان و هنرمندان و نویسندگان اینها مسایل کمی نیست و نشان می دهد که ما در مساله فرهنگ باید توجه اساسی داشته باشیم و اولا من تلاش خواهم کرد همه ظرفیت های فرهنگی مقام معظم رهبری که خودش یک فرهنگی شناس و یک شاعر هنرمند است و اقشار بسیاری از فرهنگیان را می شناسد و از ظرفیتهای حوزه علیمه استفاده خواهیم کرد و رفع مظلومیت می کنیم با حمایت های درست و صحیح از هنرمندان، نویسندگان و علما و مراکز نهادهای فرهنگی. به فعالیت های فرهنگی میدان می دهیم و دولت را از دخالت در امور فرهنگی باز می گذاریم و برعکس دولت حامی و نظارت گر شود و کار آمدی نهادهای فرهنگی را بالا می بریم.
مساله بعد بانوان است. بانوان حقیقتا بانوان ایران یک قشر کم انتظاری هستند در حالی که افراد بسیار با سواد و تحصیلکرده در سالهای اخیر در بین آنها پیدا شده و این قشر عظیم دچار مشکلاتی هستند و اولین مساله ایفای حقوق آنها شناساندن حقوق آنها همه افراد جامعه و حتی خودشان هست. مساله خانه داری کمتر از بیکاری نیست که ما برای بیکاری بیمه قایل می شویم و برای خانه داری بیمه قایل نمی شویم و از طرف دیگر چرا خانه داری یک شغل نباشد و حق عائله مندی را به علاوه کمکی که دولت به آن اضافه خواهد کرد می تواند پاداش خانه داری باشد و ما سعی می کنیم که بانوان را انشاء الله توانمند بسازیم در سطح اداره کشور آنها را دخالت بیشتری بدهیم و نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری نهاد های کشور را از بانوان برخوردار بکنیم و آنها هم مشارکت بکنند من نمی خواهم بگویم آن کارها را بگیریم از مردها به زن ها بدهیم من چنین نظری ندارم اما بعضی از وقتها هیچ نظر خواهی از بانوان در تصمیم سازی و تصمیم گیری نمی شود. حق انتخاب آنها را ما افزایش بدهیم.
اما در مساله ورزش که حقیقتا بعضی از وقتها انسان در مقابل باختهایی که ما در سطح منطقه مقابل عربستان و کشورهای دیگر پیدا می کنیم، انسان شرمنده می شود با وجود قهرمانان بزرگ و متخصصان بزرگ ورزش، کارشناسان و تحصیلکره ها و داوران و بازیکنان و باشگاههای خوبی که در ایران هست و هواداران خوبی که در ایران هست نتایج ورزش کاملا ضعیف بوده و من فکر می کنم ورزش چهار رکن دارد . یکی ورزش پرورشی که مربوط به آموزش و پرورش است. ساعات کم هست و ما ساعات ورزش را در مدارس بالا می بریم و یکی دیگر ورزش همگانی هست که کمتر از 10 میلیون در ایران ورزش می کنند در حالی که حداقل باید 50 میلیون ما از مردم ورزش همگانی داشته باشند. مساله ورزش قهرمانی هست که ما باید به فکر بهبود و اصلاح کمک به شکل گیری باشگاههای ورزشی باشیم و باشگاه داری در ایران قریب 60 سال تاریخ دارد ولی دریغ از یک باشگاهی که از نظر منابع امکانات وسایل ورزشی میدانهای ورزشی در سر جای خودش باشد. ماطبق سیاستهای اصل 44 کلیه باشگاههای دولتی را به خود بازیکنان ، مربیان ، داوران و بخصوص تحصیلکرده های ورزشی می دهیم و 50 درصد آن به آنها واگذار می کنیم و 50 درصد دیگر را می توانند بفروشند و پول این را دولت می گیرد و در یک صندوق تامین نیازهای ورزش می گذاریم که صرف خود ورزش خواهد شد.
در رابطه با امنیت ما، امنیت فراگیر و همه جانبه در اقتصاد در اجتماع و در مرزها و در کوچه و خیابانها به وجود می آوریم و از طرف دیگر به کشاورزان و روستائیان که بر اثر خشکسالی و همچنین واردات بی رویه کالاهای کشاورزی که در سالهای اخیر صورت گرفته یک آسیب جدی واقعا به ما کشاورزی وارد شد.
من اخیرا به خراسان رفته بودم یک صنف کشاورزان چغندرکار آمدن پیش من و توضیح دادند که چطور طی چهار سال گذشته کشاورزان ما 85 هزار نفر بودند به 26 هزار نفر تقلیل پیدا کرده اند. اکثر کارخانجات قند تعطیل شده و همین مساله را ما در برنج چای و بسیاری از اقلام قدیمی و سنتی کشاورزان ما دارم مثل مرکبات ما در تعرفه ها تجدید نظر خواهیم کرد.
در سیاست خارجی تنش ما را با کشورهای منطقه افزایش دادند. ما سعی خواهیم کرد این تنش را کاهش بدهیم و طرحی که داریم این است که یک همگرایی آسیای جنوب غربی را تشکیل دهیم و در حقیقت یک گفتمان روشنی با منطقه خواهیم داشت. آنها را از ما ترسانده اند و به آنها گفته اند ایران دارد همه جا را می گیرد و بمب اتم هم می سازد و می خواهد فردا بزند سر شما و ما باید آینده روشن و شفافی را با کشورهای منطقه تعریف کنیم و آن هم تشکیل یک اتحادیه آسیای جنوب غربی است که با کشورهای همسایه انشاءالله طبق سند چشم انداز ما انجام خواهیم داد.

در رابطه با غرب که گام دوم سیاست خارجی ما است، ما از نیازی که امروز غرب به ایران پیدا کرده حداکثر استفاده را می کنیم و از موضع عزت و از موضع اقتدار و این نیازی را که غرب به ایران پیدا کرده به نفع منافع ملی مان استفاده می کنیم. گام اول برداشته شده و آقای اوباما گفته که ما خواهان تغییر هستیم و مقام معظم رهبری فرمود اگر شما تغییر پیدا کنید ما هم تغییر می کنیم. این اصل و آن سیاست کلی حل شده و حالا برای اجرا شدن این سیاست کلی ما معطل نمی مانیم که آنها فردا بگویند ایرانی ها جلو نیامدند و از این یک بهانه ای درست کنند چالش و تنشی را در منطقه درست کنند چون همیشه دمکراتها هر وقت آمده اند یک جنگی را بعد از یک مدتی درست کردند مثل بالکان و خیلی از جاهای دیگر و ما از موضع قدرت یک طرح تغییرات متقابل را به آنها پیشنهاد می کنیم که اگر خواهان حرکت عدالت آمیز هستند و از موضع برابر، تست خواهند شد و آن موقع معلوم می شود آیا این دستی را که به جلو دراز کردند همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند آیا این چدنی است که مخمل روی آن را گرفته و یا نه یک دستی هست که در حقیقت بر اثر تجربه تاریخی و شکستهای پی در پی که آمریکا به آن وارد شده آمده اند، حالا سر عقل آمده اند و می خواهند یک کاری انجام بدهند.

متن کامل سخنرانی برنامه تلویزیونی محسن رضایی , شنبه دوم خرداد

متن کامل سخنرانی برنامه تلویزیونی محسن رضایی , شنبه دوم خرداد



مسایلی دیگری هم البته در داخل داریم مشکل سربازی را داریم که من قبلا عرض کردم با مجوز از مقام معظم رهبری و همچنین قانون مجلس ما سعی می کنیم یک تلفیقی بین سربازی اجباری و همچنین سربازی داوطلبی درست کنیم که بیشتر یک سال سربازی اجباری نباشد و شغل سربازی را در حقیقت یکی از شغل های رسمی کشور در خواهیم آورد و مشکل شهریه دانشجویان را اینگونه حل خواهیم کرد. که یک وام شهریه دانشجویی درست می کنیم بصورت قرض الحسنه به دانشجویان دانشگاههای غیر دولتی داده می شود و طرف دانشگاه آزاد و پیام نور و غیر انتفاعی بانک است.
ما به بحرانهای آینده هم توجه داریم. بحران مالی غرب هنوز جلوی روی ما هست، مساله نفت را می فهمیم چیست و دولت در سال آینده 20 هزار میلیارد تومان کسری بودجه دارد . صندوقهای تامین اجتماعی در سال آینده با بحران مواجه هستند و مشکلات بانکی را شناسایی کرده ایم و سعی خواهیم کرد که انشاءالله اینها را در یک برنامه مفصل عملیاتی ما دنبال کنیم . من دوباره می خواهم اینجا تاکید کنم ما شعار نمی دهیم. ما برای اجرای یک برنامه جدی آمده ایم به صحنه و دنبال این هستیم که یک تیم قوی اجرایی و هماهنگ را در اداره کشور به کار بگیریم .
در حقیقت ما از همه ظرفیتهای قانون اساسی استفاده خواهیم کرد و از همه ظرفیتهای رهبری و روحانیت استفاده خواهیم کرد. ما از همه اقوام ایرانی در ساختن ایران استفاده خواهیم کرد یک بار دیگر آن حوادث افتخار آمیز دهه اول انقلاب که همه اقوام مشارکت داشتند را به صحنه می آوریم.
دولت ائتلافی ما در حقیقت دولت نخبگان دولت ائتلاف از دولتمردان کارشناسان هست. ما دولت را نسبت به مجلس پاسخگو می کنیم و من قبول ندارم که دولت در مقابل قانون در حقیقت قلدری بکند و این قلدری ها در آینده ممکن است به یک استبداد خطرناک کشیده شود و ما قوه قضاییه را تقویت می کنیم و قوه قضاییه نیاز به تقویت دارد و ما البته یکپارچگی را حفظ می کنیم، در عین حال استقلال قوا را هم در حقیقت خواهیم داشت.
با این حساب نکات دیگری هم هست که خیلی طول می کشد و مفصل است مثل کاهش حجم دولت راداریم و تقویت مدیریت های محلی و شوراهای شهر را داریم و تشکیل9 منطقه فدرال اقتصادی داریم و ما مسایل سیاسی دفاعی و امنیتی را متمرکز اداره می کنیم اما مسایل اقتصاد تجارت علم فناوری ها را بصورت غیر متمرکز پیگیری خواهیم کرد و ما کل کشور را تقسیم کار ملی می کنیم .

من برای تک تک استانهای کشور برنامه دارم بطوری که در یک تقسیم کار ملی همه فعالیتها با هم دیگر ما را به چشم انداز برساند. ما نمی توانیم صنایع تکراری را در همه جا ها داشته باشیم و هر منطقه ای دارای یک مزیت هست و ما از آن مزیت استفاده می کنیم و شاید حالا بعضی ها بگویند شما چرا این مثال را می زنید و من می خواهم برای اینکه بگویم که چقدر ما دقت کردیم. مثلا استان زنجان را استعداد فوق العاده ای در علم و فن آوری دارد و اگر 4 تا 5 سال تمرکز بدهیم که این استان یکی از مراکز علم و فن آوری در ایران شود شما خواهید دید که در کل منطقه این نمونه خواهد بود. برای گیلان برای آذربایجان و خراسان و خوزستان و برای کرمان و کرمانشاه و ایلام و تمام این استانها ما یک برنامه خاص خودش را داریم متناسب با ظرفیتهای انسانی فرهنگی و تاریخی آن جا و تمام اینها با هم دیگر در حقیقت ما را به اهداف چشم انداز خواهند رساند. یا در حقیقت در بعد مسایل فرهنگی. سووال من از شما مردم عزیز این است چرا ما نمی توانیم آن انگیزه های فداکاری و تلاش جهاد را در عرصه اقتصاد هم وارد بکنیم بله اقتصاد جنگ نظامی ندارد اما آیا بیرون کردن فقر و بیکاری و گرانی از این کشور کمتر از آزاد سازی خرمشهر است.
ما داریم به سوم خرداد نزدیک می شویم من همین جا لازم می دانم که عرض ارادت خودم را به همه خانواده های شهدا و ایثارگر انی که آن حماسه بزرگ را آفریدند اعلام بکنم و بگویم که اگر ما می خواهیم در بعد اقتصاد و فرهنگ هم مثل بعد سیاسی تبدیل به قدرت اول منطقه شویم و در دنیا جزء 10 کشور اول شویم همان روحیات ایثارگری و فداکاری و همان روحیات صداقت و همان روحیات برادری و همان روابط عاطفی و معنوی که در آنجا داشتیم باید بیاییم در اقتصاد چرا نتوانیم (این روحیات را ) بیاوریم اما در بعد اصلاحات سیاسی هم همین طور شما ببیند چقدر در مورد حقوق شهروندی صحبت کردند چقدر در مورد آزادی های سیاسی صحبت کردند اما دریغ از یک قانون جامعی که در مجلس تصویب شود. چطور می شود از نیروی انتظامی وزارت اطلاعات و قوه قضاییه خواست که دقیق طبق قانون عمل بکنند اما قانونی برای حقوق شهروندی نباشد. ما یک قانون جامع حقوق شهروندی و آزادیهای سیاسی را تدوین می کنیم و تصویب و بعد می آییم تمام کارگزاران کشور را که درگیر با این مسایل هستند آموزش می دهیم و بعد هم یک نیروی نظارتی درست می کنیم آن موقع شما خواهید دید که چگونه مردم ما در امنیت کامل از آزادی های خود استفاده خواهند کرد.
آن موقع شما خواهید دید که کوچکترین فردی وارد حریم خصوصی کسی نمی شود و دیگر نیازی هم به سر و صدا و داد بی داد ندارد از جمله این کارهایی که خواهیم کرد این است که گشت ارشاد را من دوقسمت می کنم یک بخش آن مبارزه با اشرار و چاقوکشان و لاتها در خیابانها که زن و بچه مردم در نا آرامی بسر می برند اجازه می دهیم نیروی انتظامی وظیفه خود را ادامه دهد و دست آنها را هم من می بوسم و تشویق هم می کنم و هزینه های این کار را هم می پردازم .
بخش دوم که مربوط به فرهنگ است نه اینطور نیست ما فرهنگ را غیر امنیتی می کنیم ما فرهنگ را غیر سیاسی می کنیم فرهنگ وارشاد که نباید امنیتی شود. ارشاد را می سپاریم به دست فرهنگیان و حتی غیر دولتی هم می کنیم ما کم فرهنگی دانشمند و اندیشمند و انسانهای بزرگواری نداریم که از آنها استفاده نکنیم برای پالایش فرهنگی جامعه خود و ارشاد به معنای فرهنگ، فرهنگ غیر سیاسی و فرهنگ غیر امنیتی در کشور انشاءالله توسعه پیدا خواهد کرد.
اما آخرین بحث من مساله جوانان است. جوانان عزیز شما فرشتگان نجات این کشور بوده اید امروز من نمی خواهم بگویم خدای نکرده ما دچار یک مشکلات غیر قابل حل هستیم نه من که عرض کردم چه افتخارات بزرگی ما داریم و ایران امروز قدرت اول منطقه و جزء 10 کشور اول دنیا است اگر ماهواره و موشک داریم مال سوم خرداد است امروز ما نیاز داریم جوانان عزیر به صحنه بیایند و به ما کمک کنند و بعد از گرفتن دولت انشاءالله یک انقلاب اقتصادی و یک تحول فرهنگی و اصلاحات سیاسی انجام بدهیم و شما باید به صحنه بیاید و شما مشکل نیستید شما مشکل گشا هستید و شما تهدید نیستید شما فرصت هستید.
ما یک بار دیگر به شما نیاز داریم شما. به کمک مابیایید و من از همه شهروندان عزیزی که از من در این استانها استقبال کردند تشکر می کنم و از روحانیت و مراجع هم متشکرم که مرا به حضور پذیرفتند.

 جهت مشاهده ویدئوی کامل محسن رضایی به اینجا مراجعه کنید .

--------------------------

دومین سخنرانی


 
comment نظرات ()
 
 
مهدی کروبی و ستاد های انتخاباتی 1388
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۳/٢
 

 ======


 
comment نظرات ()
 
 
میر حسین موسوی و ستادهای انتخاباتی 1388
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۳/٢
 

حذف شد


 
comment نظرات ()